این دل پر از طراوت گل هاست، شک نکن       لبریز از ولایت مولاست، شک نکن

چون سال نو مصادف با فاطمیه شد    امسال سال حضرت زهراست، شک نکن



بر دشمن و دوست ، اعتبارش پیداست


 در سینۀ عاشقان مزارش پیداست

 نوروز ســـر سفرۀ زهــــــــــــــــرا هستیم
 سالی که نکوست از بهارش پیداست






در دو عالم جلال ما زهراست



رمز تغییر حال ما زهراست

عید با فاطمیه می آید

ذکر تحویل سال ما زهراست




با نام تو هر کسی که لب باز کند

در هر سخنی که گوید اعجاز کند

خوشبخت کسی که سال خود را، زهرا

با گریه ی بر غم تو آغاز کند





در صحن دل شیعه دوباره غوغاست

آوای دل اهــل ولا یـا زهراست

نوروز بــرای ما نــدارد معنـا

وقتی که عزای فاطمیه بر پاست



 امسال شروع سال ما با زهراست

 یا مقلب القلوب دنیا زهراست

 در لحظه ی تحویل، سر سفره ی عید

 ذکر دل بی قرار ما یا زهراست



 آینده به نام تو رقم خواهد خورد
 بر باورمان جمعه  قسم خواهد خورد

 روزی که بهار با تو آغاز شود


 نوروز تصنعی به هم خواهد خورد!




آیا میدانید ؟



مهم‌ترین رمز قداست نوروز، تقارن آن با روز غدیر خم می‌باشد. در میان اعیاد اسلامی هیچ عیدی به عید غدیر خم نمی‌رسد، چنانكه در احادیث فراوان بر آن تاكید شده است. (1)
علامه مجلسی از شهید اول نقل می‌كند كه ایشان بدون واسطه از علامه سید مرتضی بهاء الدین علی بن عبد الحمید نسابه روایت كرده، با سلسله اسنادش از: «معلی بن خنیس» از امام جعفر صادق علیْه السلام كه فرمود:
روز نوروز همان روزیست كه در آن پیامبر صلی الله علیْه و آله و سلم روز غدیر خم برای امیرمومنان علیْه السلام پیمان گرفت و همگان بر ولایت او اقرار نمودند. (2)
آنگاه تعدادی از رخدادهای روز نوروز را می‌شمارند و در پایان می‌فرمایند:
نوروز روزیست كه در آن قایم ما اهلبیت قیام می‌كند و بر دجال پیروز می‌شود و او را در كناسه كوفه به دار می‌زند.
هیچ روز نوروزی نیست جز این كه ما در آن فرج را متوقع هستیم، زیرا كه آن از ایام ما هست، فارس‌ها آن را نگه داشتند و شما آن را ضایع كردید. (3)
تطبیق عید غدیر بر عید نوروز یكی از معجزات علمی ایمه علیْهم السلام می‌باشد. در زمان ما با وجود نرم افزارها به راحتی قابل اثبات است، اگر روز هجدهم ذیحجه الحرام سال دهم هجری را به نرم افزارها – مثلا نرم‌افزار السیره النبویه - بدهید، روز اول فروردین در می‌آید.
این مطلب را علامه مجلسی بیش از سه قرن پیش با تلاش فراوان اثبات كرده، پس از 53 صفحه تحقیق در ذیل حدیث شریف فرموده:
ورود خورشید به برج حمل در سال دهم هجری با روز 19 ذیحجه الحرام منطبق بود، ولی چون هلال ذیحجه در شب 30 ذیعقده دیده نشد، اول فروردین با روز 18 ذیحجه منطبق شد. (4)
پس از اثبات انطباق غدیر خم با روز نوروز، هیچ نیازی به بررسی سندی حدیث نیست، ولی چون برخی در مورد «معلی بن خنیْس» توقف كرده‌اند، توضیح می‌دهیم كه:
اولا: او در سلسله اسناد كامل الزیارات قرار گرفته. (5)
ثانیا: وی در سلسله اسناد تفسیر قمی قرار گرفته. (6)
ثالثا: شیخ طوسی او را از سفرای ممدوح شمرده است. (7)
رابعا: پس از شهادت او امام صادق علیْه السلام فرمود:
به خدا سوگند او داخل بهشت شد. (8)
آیت الله خویی در مورد این روایت فرموده كه: سند روایت صحیح است. (9)
خامسا: پس از شهادت وی، امام صادق علیْه السلام تا صبح مشغول راز و نیاز بود و برای قاتلش (داود بن علی) از خدا طلب مرگ می‌كرد.
امام علیْه السلام در سجده بود كه از خانه داود بن علی صدای شیون برخاست و معلوم شد كه به هلاكت رسیده است. (10)
آیت الله خویی فرموده: این روایت نیز صحیح است. (11)
سادسا: امام صادق علیْه السلام در حق وی طلب مغفرت كرده فرموده:
«رحم الله المعلی» (12)
آیت الله خویی فرموده: این حدیث نیز صحیح است. (13)
پس از اثبات اعتبار حدیث معلی ثابت می‌شود كه عید نوروز همان عید غدیر شمسیست، كه همان روز نصب مولای متقیان به امامت، روز اكمال دین و اتمام نعمت است و اعمال فراوانی از معصومین علیْهم السلام برای آن رسیده است.
در مقابل نقلی هست كه آن را ابْن شهْر آشوب به تعبیر: «حكایت شده» آورده، كه در آن آمده است.
این یك آیین فارس‌ها می‌باشد و اسلام آن را محو نمود. (14)
علامه مجلسی در نقد این نقل فرموده:
این نقل با روایات معلی منافات دارد، روایات معلی سندش قوی‌تر و در میان اصحاب از شهرت بیشتری برخوردار است. (15)
سپس فرموده: ممكن است آن را حمل بر تقیه كنیم و یا بگوییم آن «نوروز» كه مورد نظر منصور دوانیقی بود و می‌خواست آن را جشن بگیرد
نوروز دیگری بوده، چنانكه اشاره نمودیم كه همواره در مورد تعیین روز نوروز اختلاف بود. (16)
در اثبات اعتبار حدیث معلی همین بس كه فقهای شیعه در طول قرون و اعصار به استحباب غسل، نماز و روزه در روز عید نوروز به استناد روایت معلی فتوا داده‌اند.
حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی میلانی، فرزند برومند مرجع والای جهان تشیع، مرحوم آیت الله حاج سید محمد هادی میلانی، در كتاب «نوروز» بالغ بر یكصد تن از فقهای شیعه را از عصر شیخ طوسی تا عصر حاضر نام برده، كه در طول هزار سال بر اساس حدیث معلی فتوا به استحباب داده‌اند و گروهی از آنها تصریح كرده‌اند كه این فتوا را به استناد حدیث معلی داده‌اند. (17)

(محاق)

«محق» در لغت به معنای نقصان است. (18)
چیزی كه خیر و بركتش از بین برود، به آن محاق می‌گویند. (19)
دو سه شب آخر ماه قمری، كه ماه دیده نمی‌شود، محاق نامیده می‌شود. (20) شب اول ماه قمری كه ماه به صورت هلال دیده می‌شود، آن را هلال گویند، به تدریج بر حجم آن افزوده می‌شود، به صورت نیم دایره در می‌آید و تربیع نامیده می‌شود، چون به صورت دایره كامل دیده می‌شود، به آن بدر گویند.
پس از شب چهارده به تدریج نقصان پیدا می‌كند و به صورت نیم دایره در آمده، باز هم تربیع (تربیع دوم) نامیده می‌شود، سپس رو به نقصان می‌رود، دو یا سه شب ماه دیده نمی‌شود، گویند كه ماه در محاق است، یعنی كاملا محو و ناپدید شده است.
در شبهای محاق، ماه در میان زمین و خورشید قرار می‌گیرد، نیمی از آن كه به سوی زمین است، نمی‌تواند از خورشید نور اخذ كند، در نتیجه تاریك و غیر قابل رویت می‌باشد. (21)

(فاطمیه)

منسوب به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها:

دهه میانی جمادی الاولی و دهه اول جمادی الثانیه را دهه فاطمیه گویند. مشهور در تاریخ شهادت حضرت فاطمه علیْهاالسلام آن است كه پس از شهادت پیامبر اكرم صلی الله علیْه و آله و سلم 75 روز در این دنیا ماند و آن گاه به شهادت رسید. (22)
حضرت موسی بن جعفر علیْه السلام در این رابطه فرمود:
ان فاطمه صدیقه شهیده؛
حضرتفاطمه علیْهاالسلام معصوم و شهید بود. (23)
سالار شهیدان در این زمینه فرمود:
هنگامی كه حضرت فاطمه علیْهاالسلام در گذشت، امیر مومنان علیْه السلام او را شبانه و مخفیانه به خاك سپرد و علامت قبر شریفش را محو كرد. (24)
بخاری با سند صحیح از عایشه روایت كرده كه گفت:
فاطمه دختر پیامبر، پس از وفات پیامبر صلی الله علیْه و آله و سلم، میراث خودش را از تركه پیامبر، از آنچه خداوند به عنوان «فیْء» برای او قرار داده و سهم خودش را از ما ترك پیامبر از خیبر و فدك و صدقات آن حضرت در مدینه مطالبه كرد، ابوبكر گفت: پیامبر فرمود:
ما ارث نمی‌گذاریم، آنچه از ما بماند صدقه است.
پس فاطمه دختر پیامبر خشمگین شد و از ابوبكر قهر كرد و تا زنده بود با وی قهر بود. (25)
در حدیث دیگری به همین مضمون می‌افزاید:
هنگامی كه حضرت فاطمه وفات كرد، همسرش علی علیْه السلام او را شبانه به خاك سپرد و بر پیكرش نماز خواند و به ابوبكر اطلاع نداد. (26)
بر اساس روایت كلینی تاریخ شهادتحضرت فاطمه علیْهاالسلام روز سیزدهم جمادی الاولی خواهد بود.
ما نمی‌دانیم كه در سال یازدهم هجری – سال شهادت پیامبر اكرم – آیا ماه صفر، ماه ربیع الاول و ماه ربیع الثانی آیا هر سه سی تمام بود، یا هر سه 29 روز بود، یا برخی سی تمام و برخی دیگر 29 روز بود؟
از این رهگذر دو روز پیش از سیزدهم جمادی الاولی و دو روز بعد از سیزدهم را به سوگ می‌نشینیم و عملا ایام شهادت آن حضرت از یازدهم تا پانزدهم جمادی الاولی محسوب می‌شود.
قول دیگر آن است كه حضرت فاطمه 95 روز بعد از پیامبر به شهادت رسید. (27)
بر این اساس شهادت آن حضرت روز سوم جمادی الثانیه خواهد بود. (28) در این فرض نیز نمی‌دانیم كه آیا ماه صفر، ربیع الاول، ربیع الثانی و جمادی الاولی در آن سال سی تمام، یا 29 روز و یا برخی 30 و برخی دیگر 29 روز بوده است؟
از این رهگذر ایام شهادت آن حضرت از اول تا پنجم جمادی الثانیه خواهد بود. شیعیان شیفته و عاشقان دلباخته اهلبیت علیْهم السلام یك دهه در فاطمیه اول و یك دهه در فاطمیه دوم به عزاداری می‌پردازند.

نوروز در محاق
اگر در هر ماه قمری سه شب ماه در محاق می‌باشد، در پایان امسال نوروز به مدت سه سال در محاق می‌باشد.
زیرا نوروز سال 1392 با دهه میانی جمادی الاولی (فاطمیه اول) و نوروز 1393 در میان دو دهه فاطمی و نوروز 1394 با دهه اول جمادی الثانیه (فاطمیه دوم) مصادف می‌باشد.
همانگونه كه در بخش آغازین این نوشتار یادآور شدیم، عید نوروز فقط یك عید ملی نیست، بلكه بیش از آن كه ملی باشد، عید مذهبیست. زیرا نوروز سال دهم هجری دقیقا مصادف با هجدهم ذیحجه الحرام بود، در نتیجه نوروز همان غدیر شمسی می‌باشد و برای ما بسیار مقدس می‌باشد.
جز این كه ماه‌های قمری نسبت به ماه‌های شمسی هر سال در حدود 11 روز تغییر می‌یابد، گاهی نوروز با ماه محرم و صفر و گاهی با ایام فاطمیه مصادف می‌شود كه در این صورت نوروز در محاق قرار می‌گیرد.
امسال عید نوروز با ایام فاطمیه مصادف است، سال آینده در میان دو ایام فاطمی و سال بعد با ایام فاطمیه دوم، در نتیجه:
«ما سه سال عید نداریم»

یک درس آموزنده

یكی از خاطرات جالب و شیرین، كه با گذشت بیش از 30 سال هنوز هم برایم جالب است و امیدوارم برای خوانندگان نیز جالب و آموزنده باشد، خاطره‌ایست مربوط به یك مسلمان سیاه پوست آمریكایی.
غالب شیعیان با نام بوكس زن معروف آمریكایی «محمد علی كلی» آشنا هستند.
او پس از تشرف به اسلام و آیین تشیع نام «محمد علی» را برای خود برگزید. در آن روزگاری كه مسابقات او در صدر اخبار بین المللی جای داشت یكی از شركت‌ها از ایشان برای انجام مسابقه‌ای برای شش ماه بعد دعوت می‌كند، قرار داد امضاء می‌شود، مهمان‌ها دعوت می‌شوند، سالن برگزاری مسابقه اجاره می‌شود، دو ماه از این قرار داد می‌گذرد، وی برای تنظیم برنامه‌ای به سررسید خود مراجعه می‌كند و متوجه می‌شود كه روز مسابقه با روز عاشورا مصادف است. به شركت برگزار كننده مسابقه تلفن می‌كند و می‌گوید:
من در آن روز از مسابقه معذور هستم، باید چند روز جلوتر یا عقب‌تر انجام شود. طرف قرارداد می‌گوید به هیچ وجه امكان پذیر نیست، ما سالن كرایه كردیم، هتل رزرو كردیم، بلیط هواپیما برای مدعوین گرفتیم و هرگز نمی‌توانیم آن را تغییر بدهیم. «كلی» می‌گوید:
آن روز مصادف با روزیست كه هم كیشان من در آن روز مراسم عزاداری دارند، اگر من آن روز مسابقه بدهم شماری از شیعیان به جای عزاداری در خانه نشسته، مسابقه مرا تماشا خواهند كرد و من در محضر سالار شهیدان شرمنده خواهم بود. سر انجام میزان خسارت آن شركت را بر آورد می‌كنند، آقای «كلی» دو میلیون دلار به عنوان خسارت به آن شركت می‌پردازد و تاریخ مسابقه را تغییر می‌دهند.
«كلی» مسلمان جغرافیایی نبود، او پس از تحقیق به حقانیت اسلام و تشیع پی برده بود، از آیین اجدادی خود دست كشیده، به شرف اسلام و تشیع مشرف شده بود، از این رهگذر برای مراسم عزاداری سالار شهیدان چنین بها می‌داد و برای این كه شماری از شیعیان را با تماشای بازی خود، از شركت در عزاداری مانع نشود، مبلغ دو میلیون دلار خسارت پرداخت.
امیدواریم ارباب رسانه از این تازه مسلمان آمریكایی پند بگیرند، همراه و همگام با امت شریف ایران در ایام نوروز امسال و دو سال بعد، به احترام حضرت صدیقه طاهره از پخش برنامه‌های شاد خود داری نموده، در سوك شفیعه امت به سوك بنشینند، موجبات رضایت و خشنودی یوسف زهرا را فراهم نمایند.

حرمت فاطمی

بر احدی از دوستان اهلبیت عصمت و طهارت پوشیده نیست كه حفظ حرمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر همگان لازم و ضروریست.
رسول اكرم صلی الله علیْه و آله و سلم می‌فرماید:
ان لله عزوجل ثلاث حرمات، فمنْ حفظهن حفظ الله دینه و دنْیاه و منْ لمْ یحْفظْهن لمْ یحْفظ الله دنْیاه و لا آخرته.
قلْت: و ما هن؟ قال: حرْمه الْاسْلام و حرْمتی و حرْمه رحمی؛
برای خداوند متعال سه حرمت است، هر كس آنها را رعایت كند، خداوند از دین و دنیای او حراست می‌كند و هر كس آنها را رعایت نكند، خداوند از دنیا و آخرت او حفاظت نمی‌كند.
راوی پرسید: آن حرمت‌ها كدامند؟
فرمود:
1) حرمت اسلام؛
2) حرمت من؛
3) حرمت خویشاوندان من (29)
همه‌ی خویشاوندان پیامبر اكرم صلی الله علیْه و آله و سلم از كوثر جاری رسالت، قله‌ی هرم عصمت، سر سلسله‌ی خاندان عصمت و طهارت سرچشمه می‌گیرند. رعایت حرمت فاطمی، رعایت حرمت خدا و رسول خدا و آیین خدا می‌باشد.
امام باقر علیْه السلام در مقام بیان جایگاه رفیع حضرت زهرا علیْهاالسلام فرمود:
و لقدْ كانتْ مفْروضه الطاعه علی جمیع منْ خلق الله، من الْجن و الْانْس و الْطیْر و الْوحْش و الْانْبیاء و الْملایكه؛
حضرت فاطمه علیْهاالسلام بر همه‌ی مخلوقات خداوند، از پریان، آدمیان، پرندگان، درندگان، پیامبران و فرشتگان واجب الاطاعه می‌باشد. (30)
از این رهگذر حفظ حریم صدیقه‌ی طاهره، برای اولین و آخرین، حتی پیامبران پیشین از حضرت آدم تا حضرت خاتم الانبیا علیْهم السلام لازم و ضروری بود، چنانكه رییس مذهب امام جعفر صادق علیْه السلام فرمود:
و هی الصدیقه الْكبْری و علی معْرفتها دارت الْقرون الْاولی؛
او صدیقه كبریست و همه قرنهای اولیه بر محور معرفت او گردیده‌اند. (31)
خاتم پیامبران یكی دیگر از جلوه‌های حرمت فاطمی را این گونه بیان می‌كند: چون روز قیامت فرارسد، منادی الهی از اعماق عرش خدا بانگ می‌زند:
یا اهْل الْموْقف! غضوا ابْصاركمْ و نكسوا رووسكمْ، لتجوز فاطمه بنْت محمد علی الصراط؛
هان ای اهل محشر! دیدگان خود را فرو بندید و سرهای خود را پایین بیندازید، تا حضرت فاطمه دختر حضرت محمد صلی الله علیْه و آله و سلم از صراط بگذرد. (32)
این منتهای حرمت فاطمیست كه به هنگام عبور آن حضرت از صراط، باید همه‌ی مخلوقات، همه‌ی انبیاو اولیاء و همه‌ی اولین و آخرین، دیده‌های خود را فرو بندند و سرهای خود را پایین بیندازند، تا ناموس كبریا، دختر خاتم الانبیاء و همسر خاتم اوصیاء از صراط عبور كند.
آنچه گفته شد مشتی از خروار، اندكی از بسیار و قطره‌ای از دریای بیكران حرمت حضرت فاطمه سلام الله علیها می‌باشد.
با این مقام شامخ و جایگاه بلند فاطمی، آیا ضرورت ندارد كه شیعیان شیفته و ارادتمندان دلسوخته آن حضرت، در این سه سالی كه ایام نوروز با ایام شهادت جانگداز آن حضرت مصادف شده، از هر گونه ابراز شادی و شادمانی پرهیز كنند و با حضور گرم خود در مراسم عزای آن حضرت، موجبات رضایت آن حضرت را فراهم نمایند، كه رضایت آن حضرت، رضایت حضرت احدیت را در پی دارد. (33)
حرمت حضرت زهرا علیْهاالسلام تا آنجاست كه هر وقت به محضر پدر بزرگوارش شرفیاب می‌شد، خاتم انبیاء دست دخترش را می‌گرفت، آن را می‌بوسید و او را در جای خود می‌نشاند. (34)
اشرف كاینات در آخرین لحظه‌های خود خطاب به مولای متقیان فرمود:
یا علی انْفذْما امرتْك به فاطمه،
یا علی! آنچه فاطمه به تو امر كند، آن را انجام بده و در پایان وصیتهای خود فرمود:
و اعْلمْ یا علی انی راض عمنْ رضیتْ عنْه ابْنتی فاطمه و كذلك ربی و ملایكته.
یا علی ویْل لمنْ ظلمها و ویْل لمنْ ابْتزها حقها و ویْل لمنْ هتك حرْمتها و ویْل لمنْ احْرق بابها؛
یا علی! بدان كه من خشنود هستم، از هر كسی كه دخترم فاطمه از او خشنود باشد، پروردگار من و فرشتگانش نیز از آن شخص خشنود می‌باشند.
یا علی! وای بر كسی كه به او ستم كند، وای بر كسی كه حق او را پایمال كند، وای بر كسی كه حرمت او را هتك كند و وای بر كسی كه در خانه‌اش را آتش بزند. (35)
علامه بزرگوار، آیت الله سید باقر هندی، متوفای 1329 ق. در شب عید غدیر در عالم رویا به محضر مقدس قطب عالم امكان حضرت بقیه الله ارواحنا فداه شرفیاب شده، آن حضرت را غرق غم و اندوه مشاهده نموده، عرضه داشته:
مولای من! همه در شب عید سعید غدیر، شاداب و شادمان هستند، چرا شما را غمگین و اندوهناك می‌بینم؟!
حضرت فرمودند:
ذكرْت امی و حزنها؛
به یاد مادرم فاطمه و غم‌های آن حضرت افتادم.
سپس فرمود:
لا ترانی اتخذت لا و علاها بعد بیت الاحزان بیت سرور
نه، نه، سوگند به مقام والا و جایگاه بلند آن حضرت، هرگز پس از «بیت الاحزان» خانه‌ی شادی و سرور بر نخواهم گزید. (36)
اگر آن پیشوای انس و جان حتی در شب غدیر، به یاد مصایب مادر بزرگوارش محزون است، بر ما شیعیان شیفته و ارادتمندان دلباخته است
در ایام نوروز كه مصادف با ایام شهادت آن حضرت می‌باشد، به یاد بیت الاحزان آن حضرت و به پیروی از فرزند دلبندش حضرت بقیه الله ارواحنا فداه، از هر گونه جشن و سرور پرهیز كنند و از خداوند منان بخواهند كه با تعجیل در امر فرج آن حضرت سفره بشارت ظهور را در گستره جهان هستی بگستراند، انشاء الله.

منابع:

(1). شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 736
(2). مجلسی، بحارالانْوار، ج 59، ص 119
(3). همان
(4). همان، ص 120
(5). ابن قولویْه، كامل الزیارات، ص 62، باب 17، ح 9
(6). علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج 1، ص 222، ذیل آیه 159 از سوره انعام
(7). شیخ طوسی، كتاب الغیبه، ص 347
(8). همو، اختیار معرفه الرجال، ص 377، ج 707
(9). آیت الله خویی، معجم رجال الحدیث، ج 18، 239
(10). كشی، ص 378، ح 708
(11). خویی، همان.
(12). كشی، ص 380، ح 712
(13). خویی، همان، ص 242
(14). ابْن شهْر آشوب، المناقب، ج 4، ص 344
(15). مجلسی، بحارالانْوار، ج 59، ص 100
(16). همان، ص 101
(17). میلانی، نوروز، ص 36 - 42
(18). ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج 5، ص 301
(19). خلیل، ترتیب كتاب العین، ص 755
(20). ابن منظور، لسان العرب، ج 13، ص 38
(21). محمد شفیق غربال، الموسوعه العربیه المیسره، ص 1349
(22). كلینی، اصول كافی، ج 1، ص 458
(23). همان
(24). همان
(25). بخاری، صحیح بخاری، ج 4، ص 96
(26). همان، ج 5، ص 177
(27). خزاز، كفایه الاثر،ص65؛ دولابی، الذریه الطاهره، ص 152،ح 199؛ طبری، اعْلام الْوری،ج 1،ص 300
(28). شیخ طوسی، مصْباح الْمتهجد، ص 793؛ طبری، دلایل الامامه، ص 134، ح 43؛ سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج 3، ص 161
(29). ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص 150
(30). طبری امامی، دلایل الامامه، ص 106
(31). شیخ طوسی، الامالی، ص 668، ح 1399
(32). سبط ابن جوزی، تذكره‌ی الخواص، ج 2، ص 334
(33). طبرانی، معجم كبیر، ج 1، ص 108
(34). ارْبلی، كشْف الْغمه، ج 1، ص 453
(35). علامه مجلسی، بحارالانْوار، ج 22، ص 485
(36). سید عبدالرزاق مقرم، وفاه فاطمه، ص 97

منبع : کتاب فاطمیه در محاق