تبلیغات
شهید مهدی مکارچیان
منوی اصلی
وصیت شهدا
وصیت شهدا
روزشمار فاطمیه
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • پخش زنده حرم دانشنامه عاشورا
درباره

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ساعت فلش مذهبی تاریخ روز
روزشمار محرم عاشورا جنگ دفاع مقدس ابزار و قالب وبلاگ
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
کاربردی
حدیث موضوعی

طفلی اگر بزرگ شود با کریم ها

یک روز میشود خودش از کریم ها

عبدلله حسین شدم از قدیم ها

دل میدهند دست عمو ها یتیم ها

طفل حسن شدم بغلت جا کنی مرا

تو هم عمو شدی گره ای وا کنی مرا

...

آهی که میکِشد جگر من ، مرا بس است

شوقی که سر زده به سر من ، مرا بس است

وقتی تو میشوی پدر من ، مرا بس است

یک بار گفتن پسر من ، مرا بس است

 از هیچ کس کنار تو بیمی نداشتم

از عمر خویش ، حس یتیمی نداشتم

...

دستی كریم هست كه نذر خدا شود

وقتی نیاز بود ، به وقتش جدا شود

از عمه ام بخواه كه دستم رها شود

هركس كه كوچك است ، نباید فدا شود؟

 باید برای خود جگری دست و پا كنم

با دست كوچكم سپری دست و پا كنم

...

دیگر بس است گرم دلِ خویشتن شدن

آماده ام كنید برای كفن شدن

حالا رسیده است زمان حسن شدن

آماده ی مبارزه ی تن به تن شدن

 یك نیزه ای نماند دفاع از عمو كنم؟!

یورش بیاورم ، همه را زیر و رو كنم؟!

...

آماده ام كه دست دهم پای حنجرت

تیر سه شعبه ای بخورم جای حنجرت

شاید كه نیزه ای نرود لای حنجرت

دشمن نشسته مستِ تماشای حنجرت

 سوگند ای عمو به دلِ خونِ خواهرت

تا زنده ام جدا نشود سر ز پیكرت

...

این حفره روی سینه ی تو ای عمو ز چیست؟

این زخم ِ روی سینه ی تو ارثِ مادریست

این جای زخم نیزه و شمشیرها كه نیست

بر روی سینه ی تو عمو جان جای پای كیست؟

 عبداللهت نمُرده ذبیح از قفا شوی

بر روی نیزه های شكسته فدا شوی

استاد لطیفیان



زیای برادر بگو چکارکنم
ناله از بی کسی خود نزنی

می شود تاکه زنده ام اینقدر
حرف دل واپسی نزنی
**
من نمردم که ایستاده ای و
مثل ابر بهاری می باری

همه رفتند با اجازه ی تو
تو نگفتی که خواهری داری
**
بعد پنجاه سال خواهر تو
آمده حرف آبرو بزند

به امید اجازه دادن تو
آمده زینبت که رو بزند
**
بچه ها بین خیمه منتظرند
و به دست خودم کفن شده اند

خون شیر است در رگ آن ها
هر دوتا هدیه های من شده اند
**
نا امیدم نکن برادر جان
چادر مادرم که یادت هست

قسمش را که رد نخواهی کرد
  آتش و معجرم که یادت هست
**
مادرم پشت در که یادت هست
هیزم و کوچه ها که یادت هست

به روی چادرش برادر جان
وای من رد پا که یادت هست
**
پس قسم می دهم اجازه بده
بچه هایم به پات سر بدهند

بچه هایم کمند می شد کاش
خواهرانت برات سر بدهند



گرچه آن طفل سه ساله تاب در پیکر نداشت
 تاب سیلی داشت تاب دیدن آن سر نداشت

 

تا سرخونین بابا را در آغوشش گرفت
 بر لب او لب نهاد و از لبش لب برنداشت

صلی الله علیک یا بنت الحسین(ع) یا رقیه



اینجا که ذوالجناح زمین گیر می شود

در خون غروب واقعه تصویر می شود

یا رب پناه می برم از کرب و البلا

خواب علی هر آینه تعبیر می شود

روزی برای گفتن منزل مبارکی

این دشت پر ز نیزه و شمشیر می شود

اینجا گلوی تشنه تیر سه شعبه هم

از جام چشم ساقی من سیراب می شود

‏اینجا که حکم قحطی یک قطره شبنم است

همبازی گلوی گلم تیر می شود

‏باران سنگ منتظر ابر کینه است

اینجا حسین فاطمه تکفیر می شود

اینجا سر حقیقت الله و  اکبری

بر روی نی به گفتن تکبیر می شود

‏در این دیار غمزده کمتر ز نصف روز

از فرط غصه خواهر تو پیر می شود

‏جز زیر سم اسب شکستن در این زمین

از نفس مطمئنه چه تفسیر می شود

هرکس که زهره اش ز علمدار رفته است

اینجا سر سه ساله من شیر می شود      

زینب كه شرم می کند از رویش آفتاب
اینجا اسیر حلقله زنجیر می شود



     

    بیا ای سر به ویران با من ویران نشین سر كن 

بیا ای سر به ویران با من ویران نشین سر كن
 بزرگی كن شبی را سر در این بیت محقر كن
 ستاره هر چه باشد می فزاید جلوه ی مه را
 بتاب ای ماه و دامان من امشب پر ز اختر كن
 اگرغنچه بخندد، باز گردد، گل شود، غم نیست
 نظر ای باغبان بر غنچه ی نشكفته پرپر كن
 اگر چه پای تو بر دیده ی گل ها بود، اما
 بیا ویرانه یی را هم به بوی خود معطر كن
 زبان را نیست نیرویی كه گویم، عمه ممنونم
 تو بگشا لعل لب، از او تشكر جای دختر كن
 نه جای تو، نه جای عمه، نه جای من است اینجا
 مرا همره ببر زین جا و، همبازی اصغر كن.      

 



 همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله‌الحسین‌علیه‌السّلام، امسال نیز همچون سال‌های گذشته مجلس عزاداری در حضور رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد.
 به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، این مراسم از هفتم تا دوازدهم محرم ( از شب هشتم تا شب سیزدهم محرم ۱۴۳۶ هـ.ق) برابر با شنبه ۹۳/۸/۱۰ تا پنج‌شنبه ۹۳/۸/۱۵، به مدت ۶ شب، همراه با اقامه‌ی نماز جماعت مغرب و عشاء در حسینیه‌ی امام خمینی‌رضوان‌الله‌علیه واقع در خیابان فلسطین جنوبی، تقاطع خیابان آذربایجان برگزار می‌شود. هر شب قبل از اذان مغرب نیز، حجت‌الاسلام فلاح‌زاده به بیان احکام شرعی خواهند پرداخت.
 از عموم مردم عزیز و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت‌علیهم‌السّلام دعوت می‌شود تا در این مراسم شرکت فرمایند.
 برنامه‌ی مراسم به شرح زیر است: 


* شب اول*
 شنبه  ۷ محرم
 ۹۳/۸/۱۰   آقای بنی‌فاطمه  حجت‌الاسلام‌والمسلمین صدیقی  آقای مهدی سلحشور

* شب دوم*
 یک‌شنبه  ۸ محرم
 ۹۳/۸/۱۱  آقای بهتاش  حجت‌الاسلام‌والمسلمین پناهیان  آقای علی انسانی
 

*شب سوم*
 دوشنبه  ۹ محرم
 ۹۳/۸/۱۲  آقای ماهرخسار   حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیداحمد خاتمی  آقای سعید حدادیان

* شب چهارم*
 سه‌شنبه  ۱۰ محرم
 ۹۳/۸/۱۳  آقای عاصی  حجت‌الاسلام‌والمسلمین عالی  آقای مرتضی طاهری
 

*شب پنجم*
 چهارشنبه  ۱۱ محرم
 ۹۳/۸/۱۴  آقای خلج  حجت‌الاسلام‌والمسلمین قاسمیان  آقای محمدرضا طاهری
 

*شب ششم *
 پنج‌شنبه  ۱۲ محرم
 ۹۳/۸/۱۵  آقای سماواتی  حجت‌الاسلام‌والمسلمین رفیعی  آقای میثم مطیعی

 

 



پاسخ به سوالات شرعی مخاطبان درباره احکام عزاداری

 پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR طی فراخوانی اعلام کرد به پرسش‌های شرعی مخاطبان که مربوط به احکام عزاداری است، پاسخ می‌دهد.
 حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده، کارشناس مسائل فقهی به پرتکرارترین سوالات، مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده‌اند که در ادامه متن پاسخ‌ ایشان به این سوالات ارائه می‌شود:

 



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح (پنج‌شنبه) در دیدار آقای رمضان عبدالله دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین و هیأت همراه، با اظهار خرسندی فراوان از پیروزی غزه‌ی مقاوم در جنگ ۵۱ روزه و اظهار عجز رژیم صهیونیستی در برابر مردمی محاصره شده، این پیروزی بزرگ را مصداق «وعده‌ی نصرت الهی» و بشارت‌دهنده‌ی تحقق پیروزی‌های بزرگ‌تر خواندند و تأکید کردند: جمهوری اسلامی و مردم ایران به پیروزی و ایستادگی شما افتخار کردند و امیدواریم سلسله‌ی پیروزی‌های مقاومت تا پیروزی نهایی ادامه یابد.
 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جنگ ۵۱ روزه و مقاومت منطقه‌ی کوچک غزه با جمعیت و امکانات محدود در مقابل یک رژیم بی‌رحم و نیروی نظامی مجهز به انواع امکانات و پشتیبانی را، یک مسئله‌ی مهم و حیرت‌آور خواندند و افزودند: طبق محاسبات و تحلیل‌های عادی، رژیم صهیونیستی می‌بایست با برخورداری از چنین امکاناتی در همان چند روز اول کار را تمام می‌کرد اما در نهایت، هم در دستیابی به اهداف خود اظهار عجز کرد و هم تسلیم شروط مقاومت شد.
 رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به وعده‌های الهی برای یاری مجاهدان، افزودند: همراهی شگفت‌انگیز مردم با مقاومت و خسته نشدن از بمباران بی‌وقفه‌ی دشمن و کشتار بی‌رحمانه بیش از ۲ هزار نفر از جمله تعداد زیادی از زنان و کودکان، چیزی جز لطف و کمک الهی نبود.
 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: تحقق وعده‌ی الهی در این صحنه نشان می‌دهد که این وعده‌ها در صحنه‌ای وسیع‌تر نیز محقق خواهد شد و اراده‌ی الهی بر این تعلق گرفته است که مسئله‌ی فلسطین را به دست شما به نتیجه برساند.
 ایشان در ادامه، لزوم مراقبت در مقابل توطئه‌های پیچیده دشمن علیه مقاومت را مورد اشاره قرار دادند و از همین زاویه بر دو راهبرد مهم تأکید کردند.
 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به بعید نبودن احتمال تکرار تجاوزات رژیم صهیونیستی، خاطرنشان کردند: جریان مقاومت باید روز بروز بر آمادگی‌های خود بیفزاید و ذخایر قدرت را در داخل غزه افزایش دهد.
 رهبر انقلاب اسلامی در بیان راهبرد دوم، برنامه‌ریزی برای همراه شدن بخش ساحل غربی فلسطین در رویارویی با رژیم اشغالگر را یک پروژه‌ی اساسی برشمردند و تأکید کردند: جنگ با رژیم صهیونیستی، یک جنگِ سرنوشت است که باید تکلیف را نهایی کند و باید کاری کرد که دشمن همان نگرانی‌هایی را که از ناحیه‌ی غزه دارد، از طرف ساحل غربی نیز احساس کند.
 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان، شرایط منطقه را بسیار پیچیده خواندند و افزودند: البته چشم‌انداز تحولات، چشم‌انداز روشن و خوبی است و امیدواریم خداوند متعال همه‌ی ما را به آنچه که صلاح امت اسلامی و فلسطین و خنثی‌کننده‌ی توطئه‌های دشمن است، راهنمایی کند.
 در این دیدار، آقای رمضان عبدالله دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین نیز ضمن ابراز خرسندی از سلامتی رهبر معظم انقلاب گفت: همه‌ی برادران مقاومت و جهاد اسلامی، برای سلامتی و عافیت جنابعالی در هر نماز دعا کردند و امیدواریم روزی را شاهد باشیم که همراه با شما نماز را در مسجدالاقصی بخوانیم.
 وی با بیان گزارشی از جنگ ۵۱ روزه و تبریک این پیروزی عزت‌آفرین به رهبر معظم انقلاب، گفت: یقیناً این پیروزی در سایه‌ی حمایت‌های جمهوری اسلامی حاصل شد و اگر کمک‌های مؤثر و راهبردی ایران نبود، امکان مقاومت و پیروزی در غزه فراهم نمی‌شد.
 رمضان عبدالله افزود: پیروزی مقاومت در غزه، در حقیقت پیروزی ملت فلسطین است و به‌رغم صدمات شدید مردم در این جنگ نابرابر، همراهی، صبر و مقاومت آنان، مثال‌زدنی است.
 آقای رمضان عبدالله همچنین بیانات رهبر معظم انقلاب در جریان نبرد ۵۱ روزه و تأکید بر ضرورت تسلیح کرانه باختری برای مقابله با جنگ افروزی‌های رژیم صهیونیستی را موضوعی راهبردی و راه حلی مؤثر خواند که موجب تقویت روحیه و توان مضاعف مجاهدان شده است.
 دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین با اشاره به وعده‌ی برخی کشورها برای بازسازی غزه نیز گفت: ما به این وعده‌ها امید چندانی نداریم و برای جبران خسارات ناشی از تهاجم رژیم صهیونیستی امیدمان فقط به خداست.



اهل کجایی؟ دولاب؟

حتماً خیلی از شماها مثل من وقتی اسم «دولاب» را می شنوید، یاد «حاج اسماعیل دولابی» همان عارف بزرگ می افتید. البته دولاب که یک محله خیلی قدیمی و باستانی در شمال شهر ری است، مردان نامدار، کم ندارد؛ مشاهیر بزرگی مثل «احمد حماد دولابی» محدث و عالم قرن دوم هجری قمری، «ابوبشیر دولابی»، «ملاعلی اصغر»، «ملا محمد تقی» و «آقا شیخ علی» از مجتهدان قرن اخیر و ...
 بالاخره این که این منطقه، دارالمؤمنین تهران است و اهالی اش مردمانی متدین و مبارز بوده اند و هستند. توی همین دوره معاصر، فعالیت جمعیت فدائیان اسلام و مبارازات شهید آیت الله سعیدی هم توی این منطقه بوده است. منطقه دولاب، صدها شهید هم در طول هشت سال دفاع مقدس داده است. کسانی مثل شهید «ابراهیم هادی» که درباره اش کتاب «سلام بر ابراهیم» را نوشته اند، شهید «حمید توتونی دولابی»، شهید «جواد صراف» که یکی از فرماندهان خط شکن گردان «شهادت» لشکر 27 محمد رسول الله بوده است و شهید «علی اصغر وصالی تهرانی فرد»، فرمانده شجاع گروه «دستمال سرخ ها».
 راستش شهید علی اصغر وصالی تهرانی فرد، که به اصغر وصالی معروف شده بود، آدم خیلی عجیبی بود. بچه خیابان شیوا و کرمان و منطقه دولاب بود. قدی کوتاه داشت و ریز نقش بود؛ اما قلبی بزرگ داشت و یک دنیا جگر.


 اصغر طعم زندان چشیده و از مبارزان قدیم انقلاب بود. در جریان انقلاب، چون در چاپخانه کار می کرد، اعلامیه های حضرت امام (رحمه الله) را منتشر کرد. عضو سازمان مجاهدین خلق شد و توانست به سختی از ایران خارج شده و دوره های چریکی را در میان مبارزان فلسطینی بگذراند. بعد به ایران آمد و زندگی مخفی خود را شروع کرد تا این که بازداشت شد.
 اول به اعدام و بعد با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد؛ ولی بعدها حکم تغییر کرد و دوازده سال زندان برایش بریدند. در اواخر سال 56 هم بعد ز پنج سال و نیم حبس، از زندان آزاد شد.
 در همان زندان بود که سازمان مجاهدین را خوب شناخت و راهش را جدا کرد. می گفتند در زندان اوین یک بار با مسعود رجوی سرشاخ شد و با کله رفت توی صورت مسعود رجوی. بالاخره اصغر، پهلوان زورخانه ای بود و در قدیم نوچه زورخنه «کریم سیاه». پدرش هم قهرمان و استاد چرخ بود و معروف به «حسن چرخی»؛ کلی توفیرش بود با یک بچه سوسول مرفه که فقط خوب ادا در می آورد و خوب شعار می داد.

 

نقش ضد انقلابی ها را برید

با پیروزی انقلاب، انتظامات زندان قصر را تشکیل داد و در سال 59 وارد سپاه شد. از بنیان گذاران اصلی بخش اطلاعات سپاه بود و مدتی هم فرماندهی بخش اطلاعات خارجی سپاه را به عهده گرفت. ولی از آن جایی که روحیه اش با امور اداری و ستادی سازگار نبود، مسئولیتش را در ستاد کل سپاه رها کرد و وارد مبارزه مستقیم با ضد انقلاب ها شد که توی شهرها آشوب به پا کرده بودند.
 اصغر در واقعه گنبد، دمار از روزگار منافقین درآورد، بعد هم در وقایع کردستان و غائله پاوه. سران ضد انقلاب او را خوب می شناختند؛ از همان زندان شاه. کم حرف می زد و بیش تر مرد عمل بود. آدم تیز هوش، زرنگ و ورزیده ای بود.
 او و محمد بروجردی، در کردستان اسم در کرده بودند و نفس ضد انقلاب ها را گرفته بودند. ضد انقلاب ها که پاوه را محاصره کرده بودند، گفته بودند: آی مردم، آی پاسدارهای بومی، ما با شما هیچ کاری نداریم. طرف حساب ما چمران و اصغر وصالی و پاسدارها هستند. ما سر این ها را می خواهیم.
 اصغر با نیروهایش توی آن درگیری حسابی گل کاشتند. چند تا از نیروهایش هم شهید و مجروح شدند.
 محمدرضا مرادی از همرزمان اصغر، تعریف می کرد که او یک تنه، جای پانزده نفر می دوید و از نقاط مختلف تیراندازی می کرد تا تعداد نیروها را در چشم دشمن زیاد نشان دهد.

 

رو کم کنی

دکتر چمران به او خیلی علاقه داشت و حتی در مصاحبه هایش دو سه بار از او اسم برد. امام هم به واسطه تعریف های دکتر او را شناخته بود. البته دکتر و اصغر وصالی یک جاهایی با هم اختلاف نظر داشتند. هدف هر دو، کندن ریشه ضد انقلاب بود؛ اما دکتر چمران بیش تر به صلح و آرامش و انجام کار فرهنگی درباره ضد انقلاب تمایل داشت؛ اما اصغر وصالی موافق مصالحه نبود و می خواست روی ضد انقلاب ها را با جنگیدن کم کند.

 

گروه دستمال سرخ ها

اصغر فرمانده این گردان پنجاه نفری بود. همه اعضای این گروه، دستمال سرخی به گردن شان می بستند. تیپ های داش مسلک و لوطی داشتند؛ بی ترمز و فدایی امام خمینی. حرف شان این بود که دستمال گردن شان باید با خون شان رنگین شود و شهادت باید آخر کارشان باشد.
 وقتی توی مصاحبه ای درباره گروه دستمال سرخ ها از او پرسیدند، جواب داد: «علت این دستمال های سرخی که ما به گردن می بندیم، بیش تر آن رسالت خونینی است که در طول تاریخ، نسل هابیل به گردن داشت. احساس یک رسالت و امتداد راه این ها را داشتیم؛ لذا به خاطر این که همیشه به ما یادآوری شود که چنین رسالت خونینی را به دوش داریم، دستمال های سرخ مان همیشه به گردن مان بود و اکثر بچه هایی که این دستمال های سرخ را به گردن شان می بستند، یا شهید شده اند یا این که زخمی و معلول. و این واقعاً مایه افتخار است که برادران مان به این حد از رشد و بلوغ دینی و مکتبی رسیده باشند که امتداد راه هابیل های تاریخ را به گُرده گرفته باشند و سرخی خون شان را به عنوان سمبل (دستمال سرخ) به گردن ببندند.»
 البته درباره علت نام گذاری گروه، حرف های دیگری هم زده می شود. مثلاً این که علت این نام گذاری، شهادت یکی از اعضای جوان این گروه بود که هنگام شهادت، لباسی سرخ بر تن داشت. هم رزمانش به عنوان یاد بود وی، تکه هایی از لباس او را بر گردن بستند و عهد کردند که تا گرفتن انتقامش، آن را از خود جدا نکنند.
 به قول جهانگیر جعفرزاده: «این دستمال که ما می بندیم، جزء قرارمونه. طوقیه که به گردن مون میفته. یادگار خون رفقا؛ می خواهیم تا وقتی زنده هستیم یادمون باشه که بچه ها برای چی شهید شدن و راهشون چی بود.» هر چه بود، جبهه های سومار و بازی دراز و گیلان غرب جولانگاه دستمال سرخ ها بود. عرصه را بر ضد انقلاب تنگ کرده بودند. هر چند در این بین، مبارزه سختی هم با ضد انقلاب های داخلی داشتند که آن روزها در دولت موقت فعالیت می کردند. زمانی که هیأت به اصطلاح «حسن نیت» دولت موقت، به سد مهاباد می آمدند و با دموکرات ها جلسه می گذاشتند، اصغر می گفت: این ها اسم شان حسن نیت است، اما «سوء نیت» هستند و علیه نظام کار می کنند، نه به نفع نظام.

 

می توانی همراه من باشی

مریم کاظم زاده از خبرنگاران دوران دفاع مقدس بوده است. راستش قصه آشنایی او با شهید وصالی و جرو بحث هایی که در برخوردهای اول با هم داشتند و بعد خواستگاری غیر منتظره شهید وصالی از ایشان، مرا به یاد قصه فیلم ها انداخت.
 او می گوید: «یک بار شهید اصغر وصالی که از فرماندهان سپاه بود مرا دید و گفت که شما خبرنگاران در شهر پشت میز می نشینید و از جنگ می نویسید راوی جنگ باید در صحنه حضور داشته باشد، نه این که خیلی شجاعت به خرج دهد! و بعد از عملیات چند عکس جنگی بگیرد!»
 همین حرف شهید وصالی باعث حضور مستمر خانم کاظم زاده در جبهه ها شد؛ چه در کردستان و چه در جنوب، معیار شهید وصالی برای خواستگاری از خانم کاظم زاده هم خیلی جالب بود: «من برای ادامه راه همراه می خواهم و تو با حضورت در شرایط سخت کردستان نشان دادی می توانی همراه من باشی.»

 

ای کاش نمی فهمیدم

اصغر خیلی هم بشاش و با معرفت بود و به تفسیر قرآن و نهج البلاغه بسیار مسلّط. او در همان حال هم با بچه ها هر روز تفسیر قرآن و نهج البلاغه داشت. شاید به ظاهر خیلی نشان نمی داد؛ اما دل نازکی داشت. خانم کاظم زاده درباره یکی از مأموریت های شناسایی در کردستان می گوید: «... در راه به خانه ای رسیدیم. برایمان شام آوردند؛ همه خسته و مانده شروع کردیم به خوردن. نان و ماست و دوغ با سبزی کوهی. یک مرغ هم بود. شهید وصالی جز نان و ماست هیچ چیز نخورد؛ آن هم به مقدار کم. هر چه بچه ها اصرار کردند، غذا نخورد. رفت بیرون و گفت گشتی می زنم و بر می گردم.
 بعدها از شهید وصالی پرسیدم که چرا آن شب شام نخوردید، گفت: «کاش نمی دانستم آن خانواده فقط همان مرغ را داشتند! کاش نمی دانستم آن خانواده از گروهک ها و منافقان به واسطه مذهبی بودن شان چه ضربه ها که تحمل نکردند! یاد ژاندارم ها افتادم که همه چیز روستائیان را غارت کردند و ...»

 

بالاخره نوبت ما هم شد

31 شهریور که جنگ شروع شد، با همسرش به طرف جنوب راه افتاد. توی جبهه های جنوب هم با همان باقی مانده اندک گروهش شاخص بود.
 روز تاسوعای سال 1359 تصمیم گرفته شد تا عملیاتی برای روز عاشورا تدارک دیده شود. قرار شد شهید وصالی هم با نیروهایش از پادگان ابوذر به گیلان غرب برود. او به همراه علی قربانی که او هم از فرماندهان زبده جنگ بود و دوره های چریکی را در فلسطین دیده بود و چند نفر از کردها که به منطقه آشنا بودند، شبانه برای شناسایی، عازم منطقه شدند.
 روی تنگه حاجیان، نزدیکی های ظهر عاشورا، چند گلوله به سرو کتفش خورد و از بالای تپه به زمین افتاد. یکی از همرزمانش به نام «آقا شمس الله» سریع خودش را به او رساند. اصغر اسلحه اش را به او داد و گفت: «اسلحه ام را بگیر تا به دست دشمن نیفتد. جنازه ام را هم با خود ببرید.»
 همسرش که در بیمارستان همراهش بود، می گفت که خواب دیده امانتی را می خواستند از او پس بگیرند. می گفت: این خواب درست بالای سر شهید وصالی خاطرم آمد. گفته های خود وصالی را هم در مورد شکنجه هایی که در زندان شاه در ظهر عاشورا به او داده بودند به خاطرم آمد. اصغر وصالی می گفت: «وقتی آن روز بعد از شکنجه های ساواک به هوش آمدم، خدا می داند چقدر اشک ریختم که چرا خداوند مرا لایق شهادت ندانسته است.»


و بعد...
 تنها چهل روز از شهادت برادرش اسماعیل می گذشت و حالا نوبت او شده بود.
 پیکرش را در قطعه 24 بهشت زهرای تهران در کنار برادرش و در میان یارانش یعنی گروه دستمال سرخ ها به خاک سپردند.
منبع: نشریه دیدار آشنا، شماره 133




.

.. تا غروب آفتاب دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می‌ریخت ... تا بالاخره بخشیده شد...



نهم ذیحجه  روز عرفه است. خداوند متعال در این روز به سه مکان و سه گروه از انسانها، توجه ویژه دارد:


1. كربلا و زائران امام حسین (ع).


2. صحرای عرفات (در نزدیكی مكه) و حجاج بیت الله.


3 . هر جا از دنیا كه دستی به سوی او بلند شود و دلی بشكند.





چرا «عرفه»؟


ـ آنگاه که جبرئیل (ع) مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع) می‌آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت : «عرفت؟» یعنی «یاد گرفتی؟» و او پاسخ داد آری. لذا به این نام خوانده شد.


ـ وجه دیگر اینكه مردم از این جایگاه و در این سرزمین به گناه خود اعتراف می‌كنند.


ـ بعضی دیگر هم آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد ؛ چرا كه یكی از معانی «عرف» صبر و شكیبایی و تحمل است. (1)





حضرت آدم (ع) در عرفات




مطابق روایتی از امام صادق(ع)، وقتی جد اعلای ما حضرت آدم (ع) از باغ بهشتی به زمین فرود آمد، چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گریان در حال سجده بود. جبرئیل (ع)، فرود آمد و پرسید:


ـ چرا می گریی، ای آدم؟


ـ چرا نگریم در حالیكه از جوار خداوند به این دنیا فرود آمده ام؟


ـ به درگاه خدا توبه كن و بسوی او بازگرد.


ـ چگونه ؟


جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبحگاهان عازم صحرای عرفات شد. جبرئیل هنگام خروج از مكه، احرام بستن و لبیك گفتن را به او آموخت و چون عصر روز عرفه فرا رسید، آدم را به غسل فرا خواند و پس از نماز عصر، او را به وقوف در عرفات دعوت کرد و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:


سبحانك اللهم و بحمدك


لا اله الا انت


علمت و ظلمت نفسی


واعترفت بذنبی


اغفر لی انك انت الغفور الرحیم
یعنی:


جز تو خدایی نیست


كار بدی كردم و بر خود ظلم نمودم


اینك به گناه خود اعتراف می‌كنم


مرا ببخش كه تو بخشنده و مهربانی.


آدم (ع) تا غروب آفتاب همچنان دعا میکرد و با تضرع اشك می‌ریخت. وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد و شب را آنجا گذراند. صبحگاهان در مشعر بپاخاست و به دعا پرداخت... تا اینكه سرانجام بخشیده شد ...






حضرت ابراهیم (ع) در عرفات


جبرئیل(ع) در صحرای عرفات، مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع) آموخت و حضرت ابراهیم (ع) در برابر او می فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).

جبرائیل علیه السلام هنگامی که مناسک را به ابراهیم میآموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت؟»و او پاسخ داد «آری»، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته اند سبب آن این است که مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف میکنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا که یکی از معانی «عرف» صبر و شکیبایی و تحمل است.



پیامبر خاتم (ص) در عرفات

دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام، كلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته برخی مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد و پیغمبر آنرا به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.


رسول گرامی اسلام (ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماع عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت:


... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این مکان ملاقات نكنم. شما به زودی بسوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی می شود. به شما توصیه می كنم هركس امانتی نزد اوست به صاحبش برگرداند.


ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام ، حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می كنم كه به زنان نیكی كنید زیرا آنها امانتهای الهی در دست شما هستند و با قوانین الهی بر شما حلال شده اند.


... من در میان شما دو چیز به یادگار می گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمی شوید، یكی كتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است.


هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یكدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر اینكه آنرا به رضایت به دست آورده باشد...





تسبیحات حضرت رسول (ص) در روز عرفه :


سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُكْمُهُ
منزه است خدایى كه عرش او در آسمان و فرمان و حكمش در زمین است


سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبیلُهُ
منزه است خدایى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدایى كه در دریا راه دارد
سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ
منزه است خدایى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدایى كه در بهشت رحمت او است
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِیمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ
منزه است خدایى كه در قیامت عدل و دادش برپا است منزه است خدایى كه آسمان را بالا برد
سُبْحانَ الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَیْهِ
منزه است خدایى كه زمین را گسترد منزه است خدایى كه ملجا و پناهى از او نیست جز بسوى خودش
پس بگو
سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه
منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر از توصیف است
و بخوان توحید صد مرتبه و آیة الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه و بگو
لااِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیى وَیُمیتُ
معبودى جز خدا نیست یگانه اى كه شریك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بمیراند
وَیُمیتُ وَیُحْیى وَهُوَ حَىُّ لا یَموُتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ
و بمیراند و زنده كند و او است زنده اى كه نمیرد هرچه خیر است بدست او است و او بر هر چیز
قَدیرٌ ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ وَاَتوُبُ اِلَیْهِ ده مرتبه
توانا است آمرزش خواهم از خدایى كه معبود بحقى جز او نیست كه زنده و پاینده است و بسویش توبه كنم
یا اَللّهُ ده مرتبه یا رَحْمنُ ده مرتبه یا رَحیمُ ده مرتبه یا بَدیعَ السَّمواتِ وَالاْرْضِ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه یا حَىُّ یا قَیُّومُ ده مرتبه یا حَنّانُ یا مَنّانُ ده مرتبه یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه آمینَ ده مرتبه





برخی از اعمال شب و روز عرفه:


1.احیا و نماز و عبادت در شب عرفه


2. دعا در شب عرفه (كه گفته شده است مستجاب می‌گردد) .


3. زیارت امام حسین (ع) در شب عرفه.


4. غسل.


5. روزه روز عرفه (اگر سبب ضعف و مانع از دعا و مناجات نشود) .


6. قرائت دعای عرفه امام حسین علیه السلام (كه بهتر است بعد از نماز عصر باشد) .


7. قرائت دعای عرفه امام سجاد علیه السلام (كه در صحیفه سجادیه موجود است).


8. زیارت امام حسین (ع) در روز عرفه.


9. زیارت حضرت اباالفضل العباس (س) در روز عرفه .


10. اعتراف و اقرار به گناهان.


11. دو رکعت نماز که در رکعت اوّل بعد از حمد، سوره توحید و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره کافرون خوانده می‌شود. سپس چهار رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد،پنجاه مرتبه سوره توحید (این نماز در واقع همان نماز حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام است) .





صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین (ع)

حضرت سیدالشهدا، امام حسین (ع) نیز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب از خیمه های خود در صحرای عرفات بیرون آمدند و رو به دامن «كوه رحمت» نهادند و در سمت چپ كوه رو به كعبه همایشی تشكیل دادند كه موضوع آن شناخت و سازندگی بود. این همایش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگی و تزكیه و خودسازی بود. فهرست مطالب آن عبارت بود از:


1ـ شناخت خدا و صفات الهی.


2ـ شناخت خود یا خودشناسی.


3ـ شناخت جهان.


4ـ شناخت آخرت.


5ـ شناخت پیامبران.


6ـ خودسازی با صفات الهی.


7ـ پرورش نفس با كمالات الهی.


8ـ توبه و بازگشت به خدای مهربان.


9ـ دور كردن صفات نكوهیده از خود با تسبیح پروردگار.


10ـ فراگیری راه تعلیم و تربیت از خدا.


11ـ شناخت و درخواست بهترین مسئلت ها.


12ـ تبدیل خود پرستی نفس به خدا پرستی.


13ـ تبدیل خود برتر بینی نفس به تواضع و فروتنی.


14ـ تبدیل خودخواهی نفس به ایثار و غیر خواهی.


15ـ تعلیم مفاهیم و ادبیات قرآن.



زیارت امام سوم شیعیان


یکی از مهم ترین اعمال توصیه شده در این روز زیارت حضرت سید الشّهداء  (از دور یا نزدیک است). در مفاتیح الجنان در این باره آمدهاست:

زیارت حضرت سید الشّهداء علیه السّلام که برابر هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد و بلکه افضل از این است، و روایات در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است[یعنی از افراد بسیاری نقل شدهاست]و اگر کسی در این روز توفیق یابد، که زیر قبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسی‌که در عرفات باشد نیست، بلکه بیشتر و بیشتر است.




تعداد صفحات : 5

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |